X
تبلیغات
بازی پارس آنلاین
 
خر صورتی
اگر چیزی را که لازم نداری بخری ٬به زودی آنچه را که لازم داری می فروشی*بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا*
صفحه نخست                  نسخه موبایل                  عناوین مطالب                  تماس با من
نوشته شده توسط سعیده در تاریخ چهارشنبه 24 تیر 1394 :: 05:25 ق.ظ

سلام .امروز یکی از فامیلای شوور که از 2 سال پیش میخواست پاگشامون کنه بالاخره پاگشامون کرد و خیلیییییییییییی هم خوش گذشت.

کادوی پاگشا یه دیوان حافظ و یه مطلع عشق بهمون دادن که به نظرم یکی از بهترین کادوهاییه که تا حالا گرفتم.واقعا وقتی یکی بهم کتاب کادو میده خیلی خوشحال میشم.

نوشته شده توسط سعیده در تاریخ جمعه 5 تیر 1394 :: 06:06 ق.ظ

این ترم هم تموم شد! نمیدونم این استادا چرا اینطوری می کنن ! خب عزیز من امتحانت و  تستی بگیر که هم خودت تو تصحیح زجر نکشی هم ما تو تقلب

نوشته شده توسط سعیده در تاریخ چهارشنبه 6 خرداد 1394 :: 01:14 ق.ظ

طبق معمول همیشه و تقریبا 99% دانشجوها منم از اول این ترم به خودم قول دادم که همه ی درسامو همون روز بخونم ، اما.....

اما الان 2 هفته ی دیگه امتحانآمون شروع میشه و من به جای استفاده از این فرجه ها واس درس و بدتر از همه تموم کردن تحقیقایی که استاد بیجاری  داده بهمون نشستم پای این once upon a time و ول کنشم نیستم

توی 3 روز یک و نیم فصل رو تموم کردم.....

واقعا خوبه......

دعام کنین که این ترم نیفتم! !!



نوشته شده توسط سعیده در تاریخ دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 :: 08:57 ب.ظ

نمی دونم چرا ولی به نظرم با پیشرفت تکنولوژی و اومدن اسمارت فون ها همه کمتر به وبلاگ سر می زنن .در واقع قدیما حرفاتو همشو فقط توی یکی دوتا وبلاگت می  نوشتی ولی الان توی اینستا و وایبر و واتس اپ و.... می نویسی و خیلیام می خوننش. ....



بالاخره یه ماه از شیمی درمانی گذشت از هفته ی دیگه پرتو درمانی داره.

Pray for her plz


دوباره دارم به امتحانا نزدیک میشم و بیشتر می فهمم که دوباره هیچی از ترم و درساش حالیم نشد

نوشته شده توسط سعیده در تاریخ جمعه 14 فروردین 1394 :: 09:56 ب.ظ

بالاخره 94 هم رسید.

مهدیه اینا رفتن کربلا

ماهام که رفتیم کلاردشت.واقعا عااااالی بود.گروه خوبی بودیم ^_^



نوشته شده توسط سعیده در تاریخ پنج‌شنبه 4 دی 1393 :: 11:38 ق.ظ

همیشه دوست داشتم که سورپرایز بشم.

امروز تولدم بود .

سورپرایز که نشدم هیچ

تمام کادو هاییم که میخوان بهم بدن رو همه رو دیدم 

افسردگی محض......

عارف و آذین

میدونم که نمی بینین اینجا رو

ولی مرسی که یادم بودین 

:|



نوشته شده توسط سعیده در تاریخ پنج‌شنبه 17 مهر 1393 :: 09:10 ب.ظ

سلام بر همگی

خیلییییییییییییی استرس دارم

فردا شب عروسیه *-*




نوشته شده توسط سعیده در تاریخ یکشنبه 2 شهریور 1393 :: 03:52 ق.ظ
از مرداد 86 تا الان که دو روز از مرداد 93 گذشته!
دوستای وبلاگیم دیگه بهم سر نمی زنن
ولی
وبلاگم هم چنان پا برجاست!




نوشته شده توسط سعیده در تاریخ یکشنبه 2 شهریور 1393 :: 03:44 ق.ظ

هوا گرمه.اونقدری که حس می کنم نفسم بالا نمیاد.

هوای نوشتن داره دلم اونقدری که نمیذاره کلمه ها بیرون بیان.

من چه کنم؟

دلم هوای تو رو داره ولی زبونم اجازه نمیده بیرون بیاد.



نوشته شده توسط سعیده در تاریخ یکشنبه 12 مرداد 1393 :: 08:52 ب.ظ

یه هفته رفته بودیم شمال. هواش واقعا خوب بود.

عیدی دو تا شال و سه تا لباس از عاقآی شوهر گرفتم که بسیار دوستشان دارم!!!!!

   1      2       3       4       5       ...      47    >>
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 237557